بوزینه کشی!

من و کشا پشت تلفن:

من:سلام کشا

کشا:سلام عزیزم حالت چطوره خوبی؟

من:آره(آدم بیشعور بی ادب منظورم خودمم که احوال پرسی نکردم)

کشا:خب عزیزم کاری داشتی؟

من:پ ن پ دلم واسه ی صدای مکروهت تنگ شده بود!!!

کشا:ها؟؟!!

من:هیچی بابا فردا تولدمه میخواستم تو هم بیای دوستام مشتاق دیدارن!!!!(خودمم نه دوستام!!!)

کشا:باشه عزیزم داداشتم هست؟

من:پ ن پ فک کردی میزارم روز تولدم بره جایی از سگ کمترم اگه بزارم!!!

کشا:خب حالا اوج نگیر!

من:پس میای دیگه آره؟

کشا:آره

من:بای بای!

کشا خره قبول کرد بیاد و بالاخره روز تولد فرا رسید.واسه ی شهید کردن کشا به فضای زیادی احتیاج داشتیم واسه ی همین مهمونی توی فضای سبز بود.

روز تولد فرا رسید من و مینا و شیوا و درسا و آوا پارمیدا و چندتا دیگه پارمیدا و سارا و نفیسه و  یه جایی نزدیک آدام اینا لنگر انداخته بودیم و منتظر بودیم بوزینه بیاد ترتیبشو بدیم من گفتم بچه ها بریم پیش داداشم اینا داداشم ببینتون شاید عاشق یکیتون شد و بعد...

درسا:میزنمتا!!!!!

من:هرچند که میدونم همتون یه دوری باهاش زدین!!!

رفتیم پیش آدام اینا آدام و سالی و تامی هم پیش هم نشسته بودن.و وقت معرفی فرا رسید.

من:داداشی دوستامو ببین این میناست این شیواست این ساراست و...درسا رو هم که میشناسی 24ساعته افتاده خونمون!اینا هم چندتا پارمیدان!

آدام:چندتا!!!!!استرس

من:نترس اینا مث من هار و وحشی نیستن!

آدام:نیستن؟

من:نه

در همین حال بوزینه اومد!

من:وااای بچه ها بوزینه اوووووومد!!!
همه با هم جیغ کشیدیم رفتیم سمتش در همین حال آدام:کی اومد؟!

من:اااا خوش اومدی بیا بریم پیش دوستام درسا هم هست!!!

کشا:وااااااای درساااا!!استرس

درسا:مگه درسا چشه؟سوال

کشا:پارمیدا داداشت کجاست؟

من:نیومده شروع کردی؟

مینا:عصبانیعوضی سگ هااااااار!!!

من:تشویقخب بریم بوزینه...ببخشید کشا بریم با  ما بشین بریم پیش دوستام !(خیلی ارادت داریم ما به اون)

وقتی که رفتیم پیش میز هنوز ایستاده بودیم که من گفتم:از کفشای پاشنه بلند متنفرم اصلا نمیتونم تعادلمو حفظ کنم و خودمو از عمد انداختم و در حین افتادن دستمو بردم پشت سر کشا و کله شو هل دادم تو کیکی که روی میز ما بود و قیافه ی بد بختارو به خودم گرفتم!

وقتی کشا در کیک به سر می برد درسا با ناراحتی گفت:می خواستم ازش بخورم مزه ی شپش گرفت!

 کشا سرشو از کیک اورد بیرون گفت:تو یه دختر غیر قابل تحملی!

تامی:خدا رحمتش کنه(کشا رو میگه)

من:صداتو واسه من بلند نکن میدم سالی سرنگونت کنه!

سالى:مژه

آدام:سالی؟منتظرتو هم با اونا همدستی؟

سالی:نه عشقم محاله تو خیلی بوسیدنی هستی!

آدام:توهم همینطور عزیزمماچ

من:هوووووووووووووووووووووه اینجا بچه نشسته!

آدام:تو هم از دوس پسر خودت مایه بذار!(منظورش تامیه!)

در همین حال کشا از پشت سر به من حمله کرد و موهامو کشیدمنم فرار کردم اونم دنبالم شما هم دنبال ما میدویدید تا این که من به آخر خط رسیدم روی پشت بوم بودیم و کشا میخواست منو از اون بالا بندازه پایین پودرم کنه!!!!

اما یه دفعه بتمن اومد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من:وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو

کشا:واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو چه خوشتیپه!!!!

من:بتمن؟!!!

بتمن:پ ن پ زورو یه مدرن!!!

بتمن:خانم بوزینه وقتشه بری اون دنیا!

در همین حال مینا رفت و ماشینشو آماده کرد و منتظر بود بتمن کشا رو بندازه پایین و مینا با دیوار یکسانش کنه!

بتمن بوزینه رو بلند کرد و از اون بالا پرتش کرد پایین و افتاد رو ماشین مینا در همین حال من:واااای بتمن تو یه قهرمانی!!

بتمن:عینک

من:ولی از اون چیزی که تو کارتونا بود جمع و جور تری!

بتمن:فصل جدیدمه!

من:بتمن من عاشقتم!

بتمن:شرمنده من دوس پسر دارم!!!

من:دوس پسر؟؟!!!

و اون نقابشو برداشت!!!!

حدس بزنید کی بود؟

ساااااااااالی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من:سالی!!!!!تعجب

سالی:الان مینا ترتیبشو میده نمیخوای که اون صحنه رو از دست بدی؟

من:نه

بتمن:پس بریم پایین!

ما رفتیم پایین و مینا داشت کشا رو که رو ماشینش بود و میبرد سمت دیوار من گفتم:بکشش بسوزونش کبابش کن داغونش کن!!!

آدام:چیکار میکنی؟

من:بوزینه زدایی!

در همین حال کشا یکی از رو میزی هارو کش رفت و روی شیشه ی ماشین مینا پهنش کرد و مینا دیگه هیچی ندید ولی یه گربه ی مهربون پرید روی کله ی بوزینه!!!و بوزینه هم دست پاچه شد و رومیزی هم لطف کرد دور کشا حلقه شد و کشا نتونست کاری کنه ماشین مینا هم داشت به سمت استخر می رفت و همه ی نگاه های وحشت زده روی اونا بود و داد زدم مینا بپا!!!!!!!!!

خوش بختانه نزدیکای استخر مینا ترمز زد و فقط کشا که بیشتر شبیه دستمال توالت بود افتاد تو آب!و دیگه تکون نمیخورد!!!

من به تامی گفتم:تامی

تامی:بله

من:مرد؟

تامی:چطور؟

من:تکون نمیخوره!!!

تامی:نابغه هر بوزینه ی دیگه ای هم بود لای یه رومیزی توی آب نمیتونست تکون بخوره!!

یه احمق خر پیداش شد و درش اورد!

بلافاصله درسا و مینا  رفتن میخ چیدن رو زمین و کشا یاروش سوراخ شد!بعد دیگه دلم سوخت و بی خیالش شدم رانندشم اومد بردش و ما کلی خوش گذرونی کردیم!!

آدام:تو خود درگیری داری؟تا حالا ندیده بودم کسی تولدشو خودش خراب کنه!

من:به من که خیلی خوش گذشت!!!تو هم برو خوش بگذرون عزیزمماچ

در همین لحظه همه:آدام باید برقصه آدام باید برقصه!!!

آدام:برو بابا مگه من خردادیانم!!!!!

من:پس بخون واسمون!تو رو خدا!

آدام:قهر

همه نا امید شدیم!!!

چندی بعد:

.

.

.

.

.

.

.

آدام:خب چی بخونم؟

و همه جیغ و هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!

و این داستانم به سر رسید و بوزینه به خونش نرسیدتشویق

امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر یادتون نره هااااا

/ 9 نظر / 10 بازدید
درسا

kheili ghishange taze man kheili khoshhalam k avalin nazaro vasat gozashtam duarom

مینا

عجب داستانی بود ایووووووووووووووووووووووووووول خیلی خنده دار بود [خنده] من چه قدر روانی هستم [نیشخند]

لیدی گلمبرت(نفیسه)

چه شوهرخواهری دارم من![وحشتناک]

sara

اگه با تبادل لینک موافقی بهم سربزن

shiva

hi azizam[لبخند] chetoriiii?[چشمک] kheiliiii alii bood.damet garm manam davat kardi[نیشخند][نیشخند] vaghan bahal bood.afariiiiin[دست][تایید]

sara

لینکت کردم عزیزم

shiva

[قلب][ماچ]mana dooset daram azizam

sisi

خوب بود ولی یکم نیاز به سانسور داره...[چشمک]میتونست جذاب تر باشه[لبخند]

مینا

پاپالی عزیزم چرا دیگه ناپی [گریه][گریه]